اولین پست این وب@^@

چهارشنبه 14 شهریور 1397 07:55 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡

کنچیوا مینا سان

اورینا هستم مدیر این وب

اسم واقعیم فاطیه

به وبم خوش اومدید


اینجا یه وب انیمه ای هستش


هر چیز انیمه ای که فکر میکنید توی این وب هست


به هر حال سعی کنید توی وبم خوش بگذرونید


 خب دیگه رسیدیم به قوانین



نظر رو اصلا فراموش نکنید و حتما نظر بدین



اون کسایی هم که کپی میکنن اصلا و ابدا بخشیده نمیشن



با تبادل کاملا موافقم و با هر وبلاگی تب میکنم



و آخر اشکالاتم رو بگید تا درستشون کنم


دکمه ها : 


لوگوی وبم*.*

(کد رو اگه میخواستید بگید بهتون بدم^_-)



کارت شناساییم=0=


اینم امضام^^




خب دیگه جانا0.0





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 مهر 1397 01:44 ب.ظ

برگشتم*.*

یکشنبه 29 مهر 1397 06:24 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡




سلام عشقام*0*

دوباره من برگشتم از تیمارستانo_O

وای امروز عالی بود فقط یه زنگ معلم داشتیمXD

تازه زنگ اول همش خودمون تو حیاط بودیم که یهویی طوفان شد0-0

گرد و خاک که نبود یه بادی بزرگی بود که آخر تبدیل شد به بارون^.^

یعنی تو حیاط باد داش میبردمون=_=

من مقنعم 10بار هی میکند~_~

یعنی مرده بودیم از خنده>.<

کع بدو بدو اومدیم بالا تو کلاسمون*-*

بعد همینجوری تا راهرو و راه پله ها و کلاسا ول بودیم^_

کلا زنگ اول خوب گذشت#_#

زنگ دوم مطالعات داشتیم کع امتحان نگرف پرسیدo_O

که اگه اشتباه نکنم نمره کامل بگیرم.-.

زنگ آخر هم معلم نداشتیم*-*

بعد بارون اومده بود ما هم هممون تو پنجره@-@

راستی شیشه ی پنجرمون رو شیکوندیم سر دعوا=_=

الان تا هر کی بره پیشه پنجره میخان بندازنش~.~

بعد دیدیم بارون خیلی شدید شده بعد زنگ تفریح هم بود

رفتیم پایین همه>_<

بعد من و دوستم ساناز (معروف به مراد=_=)

من معروف به مهدی ام~_~

رفتیم روی میز بدمینتون که توی حیاطه بعد جیغ میکشیدیمo_O

گلوم الان پوکیدع=_=

بعدم من امروز تبلتم رو برده بودم=^=

کلی عکس گرفتمع*0*

کلا عالی بود امروز

عالی عالی عالی عالی عالی=0

و بازم عالی*-*

راستی میگم شخصیت مورد علاقتون چیع؟؟

اسمش رو بگید اسم فیلمی هم که توش بوده رو بگید0.0

تا ازش پست بزارم*0*

خب دیگه همینو میخاستم بگم^_-

جانا^^ جانا^^






دیدگاه : تا نظر دارم♡
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 مهر 1397 06:42 ب.ظ

اومدم از تیمارستان@_@

شنبه 28 مهر 1397 06:24 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡


سلوم سلوم*0*

از تیمارستان برگشتم=_=

این هفته ظهرانه ایم*0*

راستی امتحان علوم داشتیمo_O

فکنم نمره کامل رو بگیرم^_^

عه نه دو بار فضولی کردم اونا رو کم میکنه فکنم~_~

یه بار داشتم اداشو در میوردم بچه ها از خنده عش کرده بودت بعد یهو جلوم ظاهر شد0_0

یه بار هم گفت اگه یکی از شماها برا امتحان 20 گرفت*-*

من از این مدرسه میرم منم گفتم پس آماده ی رفتن باش=.=

فضولی زیاد کردم=^=

امروز خیلی خوب بود زنگ آخر که معلم نداشتیم@-@

زنگ دوم هم فقط اولاش داشتیم*0*

کلاس همش خنده بود>.<

اینقد اتفاق افتاد که نگید~.~

فردا امتحان مطالعات داریمo_O

الان خودمو میکشم:'(

خسته شدمXD

جواب امتحان علوم کع اومد عکس میگیرم تو پست میزارم:/

فردا هم مطالعات.ورزش.ریاضی داریم@^@

خب همین دیگه من برم مطالعات بخونم0.0

تا پست بعدی جانا*-*




دیدگاه : Cament.-.
آخرین ویرایش: شنبه 28 مهر 1397 06:33 ب.ظ

ولا عنوانی نداره=.=

جمعه 27 مهر 1397 01:40 ق.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡

یو^.^

دوباره نصف شبی هوس پست گذاشتن کردم=^=

میگم شما ها چطوری میخوابین؟_؟

من اصلا خوابم نمیبره~_~

راستــــــــــــــــــی

دوباره مخم تعطیل شده:/

از این تعطیل رسمی ها=.=

هیچی به مخم نمیرسه>.<

برا همین کم پست میزارم0.0

البته برا امتحانا هم هست=.=

هنوز مدرسه ها شروع نشده

شروع کردن به امتحان گرفتن=~=

پوکیدم از بس خوندم و نوشتم^~^

سه شنبه ی این هفته که امتحان ریاضی داشتیم=_=

خانم شریفی هم با من لجه~.~

یعنی با همه لجه فقط بزاریدش فحش بده=^=

امتحان  کلا 5 نمره داشت*0*

سوالا هم که اینقد آسون بودن0-0

چهارشنبه میاد برگه ها رو میده@_@

میبینم بهم 4 داده *-*

(از 5 نمره نه از 20 نمره)



بهش میگم اینا که همشکن درستن فقط اینجا حواسم نبود علامت مثبت رو نگذاشتم=_=

یعنی به خاطر یه علامت یه نمره کم کردی؟؟

(بعد مگه وقتی علامت مثبت رو نزاری فرقی نمیکنه که)

در جوابش میگه:برو بشین=_=

شنبه امتحان علوم داریـــــمo_O

یکشنبه هم امتحان مطالعات داریم:'(

کتاب مطالعاتم هم به لطف دوستای دیوونم گم کردم@^@

الان من باید از رو چی بخونم؟_؟

وای...

اینقد دلم پره که نگوووو=_=

دیگه حرفــــی نـــــــــــــــــدارم~.~

جانا^.^

*از بی خوابی رنج میبرمo_O*





دیدگاه : حرفی نظری؟
آخرین ویرایش: جمعه 27 مهر 1397 09:42 ق.ظ

Hi^^

سه شنبه 24 مهر 1397 08:03 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡
کنچیوا آجیام^0^

من اومدم بعد صد سال=_=

چ کنم که امتحان دارم:'(

خب خوبین عایا؟

آها راستی میخام نتایج نظرسنجی رو بدما^^



خب میبینید دیگه جوابا رو ^^

یعنی اینقد دوس دارم بدونم اون کیه که گفته میخوام اذیتت کنم=_=

لطفا بگه کیه>.<

تو نظرسنجی جدیده بشرکتید*-*

میدونم خیلی چرته ولی خب=_=

خب دیگه جانا^^



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 مهر 1397 08:04 ب.ظ

چرا نیستید:(

دوشنبه 16 مهر 1397 11:57 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡

کنچیوا آجیا:(

میگم چرا اینقدر بازدید وب کم شده:(

هیچکی که نظر نمیده:(

میخوام یه هفته نباشم:(

تو وبای دیگه ولی باشم:)

ولی یه هفته اینجا آن نمیشم:(

ببینم بعد یه هفته چند تا نظر دادینه:(

خو دیگه جانا:(

پ.ن: دخی انیمه ای بالا شخصیتمه ها^^

دقت کنید توی بعضی پستا گذاشتمه:)

کپی ممنون@_@

خب من برم:(



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 مهر 1397 03:51 ب.ظ

وب دوستم *.*

شنبه 14 مهر 1397 09:25 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡


کنچیوا آجیا*0*

چه خبر؟؟چه میکنید؟؟

با درسا چیکارا میکنید=_=

خب من اومدم وب یکی از دوستام رو بهتون معرفی کنم^^

خودم هم نویسنده ی وبشم=^=

حتما بهش سر بزنید@^@

پ.ن: رو عکس پایینیه بکلیک تا به وبش وارد بشی^0^




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 09:29 ب.ظ

اعصابم خط خطیهx|

جمعه 13 مهر 1397 09:05 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡


اه

حوصله هیچیو ندارم

آخه چرا باید می گفت انشا بنویسید

اونم چی

*خاطره اولین روز مدرسه*

آخه من از کلاس اول همش هی دارم همینو مینویسم

بعدشم آخه من چمیدونم چه خاطره ای داشتمه

البته یادمه ولی حوصله ندارم بنویسم

یعنی حالم از خانم ادبیات بهم میخوره

اصلا چرا خودش نمیره بنویسه

اه اه

شما اولین روز مدرسه چه خاطره ای داشتینه

بگید یکم کپی کنم

راستی

برنامه ی فردا:

علوم-تفکر-ادبیات-(اینو نمیدونم=_=)

اونجا خالیه چون ما 3 زنگه ایم

فردا هم عصرانه ایم

خب دیگه منتظر خاطراتتون هسدم



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 13 مهر 1397 09:13 ب.ظ

مسابقه مسابقه *0*

چهارشنبه 11 مهر 1397 08:14 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡

سلوم سلوم

میخوام مسابقه بزارم:)))

اونم یه مسابقه با عنوان"دخی انیمه ای"

خب اینم نمونه



فکنم فهمیدید چه عکسی باید بدید

یه عکس از یه دخی انیمه ای که روی یه عروسک خوابیده باشه

نخوابیده بود هم اشکال نداره^^

قوانین:

1-حتما عکس دخی باشه

2-عروسک توش باشه

3-باکیفیت باشه

4-کوچیک باشه


خب جوایزا*0*

نفر اول

50نظر به وبش0.0

5 تا آیکن


نفر دوم

30نظر به وبش

3 تا آیکن


نفر سوم

10نظر به وبش

5تا آیکن


شرایط شرکت کردن تو مسابقه

وب داشته باشی

*سعی کنید تو میهن باشه*

تا 15نفر جا هست

کمتر از 5 تا شرکت کننده برگزار نمیشه


خب توضیحات در مورد مسابقه

مسابقه 5 مرحله ست

نکات منفی و مثبت داره تو هر مرحله میگم

امتیاز ها از 15 نمره هست

کسی رو حذف نمیکنم


مهلت مسابقه تا یه هفته ست

اگه زود تر عکس بدید

مرحله ی بعدی زود تر شروع میشه

خب از اولین کسی که عکس داد

از همون موقع مسابقه شروع میشه

همین...!

جانا^^

عکسا اینجان*-*

دیدگاه : تا نظر دارم♡
آخرین ویرایش: جمعه 20 مهر 1397 06:43 ب.ظ

ببخشید.-.

سه شنبه 10 مهر 1397 11:44 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡
سلام بچه ها

آجیابه خدا شرمنده

اصلا قضیه ی رمان رو ول کنید توروخدا

میخواستم بزارمش حواسم نبود همه ی قسمتا پاک شدن

شرمنده

امیدوارم از دستم ناراحت نشید

مخصوصا آکامه وکاتسیا

ببخشید دیگه

اصلا فک کنید رمانی در کارنبوده

فقط ببخشید

پ.ن: این پست چند روز دیگه پاک میشه.



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 مهر 1397 01:34 ق.ظ

دارم میرم+دیوونه=_=

یکشنبه 8 مهر 1397 06:49 ق.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡

کنچیــــــــــــــــــــــــــــــــوا=_=

دارم میرم مدرســـــه=_=

میدونم الان همتون=_=

 میگید دیوونه ست مگه=_=

که میاد پست مـــــیزاره=_=

نمیدونم یهویی حوس کردم=_=

خب شما ها هم برید مدرسه=_=

راستــــــــــــــــــــی^^

یبخشید دیر دیر آپ میکنمT_T

آخه سرما خوردم~.~

به زور میرم مدرسهo_O

هی همش دوستم[عسل] کنارمه یه وقت عش نکنم>_<

وقتی از مدرسه برمیگردم خداروشکر که اصلا مشق نمیدن@^@

برا همین میگیرن میخوابم تا صبحش*0*

اه وا@.@

مدرسم داره دیر میشه0-0

فکنم وقت تغییر مکانه=_=

خب دیگه من مزاحم نشم که اگه بشم حرفام خیلین^_^

جانا^^



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 مهر 1397 06:55 ق.ظ

میترا:(

جمعه 6 مهر 1397 10:23 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡


آجی میترا کوجاییییییییی

کسی ازش خبر نداره

کوشیییییییییییی

بابا چرا همه با هم میرن

بدو بیا




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 6 مهر 1397 10:26 ب.ظ

نظرتون در مورد من؟؟؟

پنجشنبه 5 مهر 1397 09:49 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡



کنچیوا@^@

دوزتان میخواستم بدونم نظرتون در مورد من چیه^^

یعنی به نظرتون من چطوریم>.<

اخلاقم چطوریه~_~

یا حتی اگه حرفی داشتین و نمیتونستین به من بزنین:)

یا هر چیز دیگه ای*0*

فحش آزاده=_=

همه چی آزادهo_O

میتونی ناشناس هم بگی :O

من منتظرم...

لطفا بگید:)






دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 مهر 1397 09:52 ب.ظ

اومدم^^

چهارشنبه 4 مهر 1397 05:45 ب.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡


~_~به خانه رسیدم~_~

o_O آخه چرا باید شیفتی باشیمo_O

:Oالان هفته ی دیگه صبحانه ایم:O

=.=هفته ی دیگش هم ظهرانه=.=

@-@یه هفته یه هفته@-@

*0*امروز هم مشق نداریم*0*

.-.راستی.-.

=^=خیلی دیگه کم پیدایین=^=

=_=البته معلومه مدرسه نمیزاره بیاین=_=

o_Oخب دیگه بیشتر سرتون رو در نیارمo_O

:)بای تا های:)




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 مهر 1397 08:27 ب.ظ

یه نصیحت.-.

سه شنبه 3 مهر 1397 04:12 ق.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡


آجیاے  خودم...

دوستاے گلم...

عشقــــــــــام...

جیگـــــــــــرام...

نفســــــــام...

یه نصیحت دوستانه:

قدر دوستاتون رو بدونید...

اینقدر سنگ دل نباشید...

الان که مدرسه میرید ...

با دوستاتونیــــــــــــــــــد...

پس قدرشون رو بدونید...

تا چشم به هم بزنی تابستون بعدی رسیده...

و  دورے از دوستا...

و گریه هاے شبانه...

و دلتنگے هاے هر روز...

و...

..

.

پس قدرشون رو بدونید...

اینقدر با حرف زدنا...

لهنتــــــــــــــــــــــــون...

نیشخنداتـــــــــــــون...

فکرتــــــــــــــــــــــون...

عذابشون ندید...

دلشون میگیره...

درسته به روی خودشون نمیارن...

اما دلشون پر از درد میشه...

اینقدر سنگ دل نباشید...

تا چشم بهم بزنی میبینے...

نه دوستی هس...

که باهاش حرف بزنی...

نه درد و دل کنی...

نه...

نه..

.

دنیا خیلی آسونه...

تا چشم بهم بزنی...

میبینی پیر شدی ...

و تنها...

و بدون دوست...

و دلی پر از حسرت...

پس قدر بودنشون رو بدونید...

تا هستن براشون خواهری کنید

وگرنه

تا میخوای باهاش خوب بشی

میبینی دیگه کسی وجود نداره

و از بین رفتن...

...

..

.
پس قدر بودنشون رو بدونید...







دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 مهر 1397 04:44 ق.ظ

بیدارما=__=

سه شنبه 3 مهر 1397 03:53 ق.ظ

نویسنده: ♡ovrina♡


=_________=من هنوز بیدارم=__________=

~.~خوش به حال آن هایی که خواب هستن~.~





دیدگاه : نفر گفته....
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 مهر 1397 03:53 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4
]

<